نخبگان ایران زمین


+ افزایش خلاقیت در دانش آموزان

به بهانه نزدیکی به آغاز سال تحصیلی

   بی‌گمان همه‌ی ما، چه پدران و مادران و چه آموزگاران، دبیران و کارشناسان آموزش و پرورش، می‌خواهیم دانش‌آموزان خلاق داشته باشیم، اما ممکن است از نقش خود در پرورش چنین دانش‌آموزانی به خوبی آگاه نباشیم. این کم‌آگاهی نسبت به نقش خود باعث می‌شود که عوامل دیگر را نقش‌آفرین اصلی در پرورش توانایی‌های آموزشی در دانش‌آموزان معرفی کنیم. در این یادداشت به مجموعه‌ی عوامل اثرگذار بر پرورش خلاقیت به مانند یک سامانه‌ی یکپارچه نگاهی خواهیم داشت.

  چه عواملی در خلاقیت دانش‌آموزان نقش دارند؟ در پاسخ باید گفت همه‌ی عواملی که در آموزش دانش‌آموزان نقش دارند، در بهبود خلاقیت در آن‌ها نیز نقش دارند. این عوامل را می‌توان در پنج بنیان دسته‌بندی کرد: خانواده، معلم، مدرسه، مواد آموزشی و جامعه. اگر برهم‌کنش‌های میان این پنج بنیان با یکدیگر و با دانش‌آموزان را ورودی یا درونداد یک سامانه در نظر بگیریم، برونداد سامانه می‌تواند بهبود خلاقیت یا کاهش خلاقیت در دانش‌آموزان باشد، بسته به این که برهم‌کنش‌ها در راستای پرورش خلاقیت یا برخلاف آن باشد.

  اکنون برای این که درونداد مناسب برای سامانه‌ی پرورش خلاقیت را ارزیابی کنیم، می‌توانیم کلیدواژه‌ی خلاقیت را در اینترنت جست‌وجو کنیم و هر بار یکی از کلیدواژه‌های خانواده، معلم، مدرسه، مواد آموزش و جامعه را به آن بیفزاییم. با این کار، به مقاله‌ها و یادداشت‌های کارشناسان گوناگون درباره‌ی پرورش خلاقیت دست می‌یابیم. سپس با خواندن این نوشته‌ها می‌توانیم اندیشه‌های مشترک در همه‌ی آن‌ها را بیرون بیاوریم.

  اغلب این نوشته‌ها شرایط زیر را برای پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان مهم دانسته‌اند:

   1) آزادی اندیشه و عمل

   2) تقویت خیال‌پردازی

   3) برانگیختن پرسشگری

   4) احترام به اندیشه‌ی دیگران

   5) پرهیز از یک‌سونگری

   6) دادن فرصت اشتباه 

   7) پرهیز از حافظه‌محوری

    خانواده: پدر و مادر تا چه اندازه به فرزندان خود اجازه می‌دهند در مدیریت خانه و خانواده نقش داشته باشند؟ تا چه اندازه از فرزندان خود برای برنامه‌ریزی یک مهمانی یا سفر نظرخواهی می‌کنیم؟ تا چه اندازه به فرزندان خود در انتخاب خوراک و پوشاک آزادی عمل می‌دهیم؟ تا هنگامی که همواره بهترین نظرها فقط برای پدران و مادران باشد، فرصتی برای تمرین اندیشیدن برای فرزندان فراهم نمی‌شود.

  معلم: آیا دانش‌آموزان همواره باید مسئله‌هایی را حل کنند که فقط یک پاسخ دارد؟ آیا معلم پذیرش کافی برای اندیشه‌ای مخالف با اندیشه‌ی خود را دارد؟ معلم تا چه اندازه به دانش‌آموزان خود اجازه می‌دهد در فرایند تدریس مشارکت داشته باشند؟ در یک کلاس معلم‌محور که دانش‌آموزان فقط شنونده‌ی سخنان معلم هستند و همان سخنان را باید بر برگه‌ی آزمون درج کنند، جایی برای پرورش خلاقیت نمی‌ماند.

  مدرسه: مدیران مدرسه تا چه اندازه از پیشنهادهای دانش‌آموزان برای اداره‌ی بهتر مدرسه استقبال می‌کنند؟ اگر معلمی خواست به جای پرسش‌های بسته (که فقط یک پاسخ دارند)، پرسش‌های باز (مانند نقد یک شخصیت تاریخی) مطرح کند، کدام مدیر از او پشتیبانی می‌کند؟ اگر رتبه‌ی دانش‌آموز در یک آزمون چهارگزینه‌ای برای مدیر مدرسه و خانواده ارزشمندتر باشد، دیگر نمی‌توان به پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان، امیدوار بود.

  مواد آموزشی: برنامه درسی تا چه اندازه به معلم در انتخاب محتوا و چگونگی ارزشیابی، آزادی عمل می‌دهد؟ آیا کتاب‌های کمک‌درسی با انبوهی از پرسش‌های بسته با پاسخ‌های سرراست، مجال اندیشیدن را از دانش‌آموزان نمی‌گیرند؟ اگر کتاب درسی یعنی تنها منبعی که باید جمله به جمله‌ی آن را به حافظه سپرد و معلم و کتاب کمک‌درسی یعنی عاملی برای تسهیل این فرایند، اندیشیدن به روش‌های نوآورانه، فقط نوعی تعارف است.

  جامعه: مردم و مدیران جامعه تا چه اندازه پذیرای اندیشه‌های نو هستند؟ مردم در بیان اندیشه‌های خود تا چه اندازه آزادی دارند؟ مدیران جامعه تا چه اندازه از نواندیشان پشتیبانی می‌کنند؟ اگر مدیران جامعه اغلب از میان کسانی هستند که فقط یک سخن را بارها تکرار یا یک اندیشه را با لفظ‌های مشابه بازگو می‌کنند و آن‌هایی که نگرش دیگری به مفاهیم و مسئله‌ها دارند باید هزینه‌ی سنگین بپردازند، خلاقیت در جامعه کم‌فروغ می شود.

  اکنون جامعه‌ای را در نظر بگیرید که مدیران آن پذیرای اندیشه‌های متفاوت هستند و پذیرفته‌اند که با نگاه متفاوت به یک مسئله می‌توان به راه‌حل‌های بهتری برای آن دست یافت. در چنین جامعه‌ای، تولیدکننده‌ ی مواد درسی در برنامه درسی، کتاب درسی و چهارچوب ارزشیابی، جایگاه ویژه‌ای برای خلاقیت در نظر می گیرد. در نتیجه، مدرسه و معلم، جسارت کافی برای فراهم‌کردن زمینه‌های پرورش خلاقیت پیدا می کند.

  اما چه هنگام مدیران جامعه پذیرای اندیشه‌های متفاوت می‌شوند؟ هنگامی‌که پدران و مادران فرهیخته به کودکان خود آزادی اندیشه و عمل بدهند و خود الگویی برای پذیرش اندیشه‌های متفاوت باشند. بی‌گمان پدران و مادران برای ایفای این نقش مهم باید آموزش‌های کافی ببینند. از این رو، باید در برنامه‌ی درسی جایگاه ویژه‌ای برای آموزش خانواده در نظر گرفت و ارتباط معلم و مدرسه با خانواده باید پررنگ‌تر شود.

  از آن‌چه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که پرورش خلاقیت در دانش‌آموزان به سامانه‌ی یکپارچه‌ای نیاز دارد که همه‌ی اجزای آن باید به نقش خود آگاه باشند و برهم‌کنش‌های هم‌افزا برای رسیدن به این هدف بزرگ داشته باشند. باید بپذیریم که همه‌ی ما از خانواده تا مدرسه و معلم و از سازمان‌های آموزشی و رسانه‌های گوناگون تا اجزای خرد و کلان جامعه، در افزایش یا کاهش خلاقیت در جامعه‌ی خود نقش داریم. بنابراین، بکوشیم به اندازه‌ی توان خود در آفرینش جامعه‌ی خلاق نقش داشته باشیم.

  پیشنهادهایی برای بهبود خلاقیت در دانش آموزان

  اغلب گمان می‌کنیم که خلاقیت یعنی پدیدآوردن چیزی نو از هیچ و فقط افراد ویژه‌ای هستند که چنین توانایی را دارند. اما خلاقیت اغلب یعنی برداشتی دیگر از اندیشه‌های پیشین، مقایسه‌ی اندیشه‌ها برای رسیدن به اندیشه‌ی تازه، آمیختن طرح‌های پیشین برای رسیدن به طرحی نو، تعریف دوباره‌ی رابطه‌ها و قانون‌ها، کشف رابطه میان اجزای از پیش موجود، و چیزهایی از این دست. بنابراین خلاقیت بیش از آن‌که ذاتی باشد، آموختنی است.

  1. گوش شنوا برای پرسش‌های دانش‌آموزان داشته باشید.

  2. داستان‌های خیال‌برانگیز برای فرزندان خود بخوانید.

  3. از دانش‌آموزان بخواهدی داستان‌های نیمه‌تمام را کامل کنند.

  4. اندیشه‌ی دیگران را ارزشمند بدانید و به آن توجه نشان دهید.

  5. جسارت در بیان اندیشه را با پرهیز از بی‌احترامی به دیگران، آموزش دهید.

  6. با فرزندان خود بازی‌های فکری انجام دهید.

  7. به فعالیت‌های هنری مانند نقاشی و موسیقی بپردازید.

  8. اندیشه‌های کودکانه را کوچک نشمارید و تشویق کنید.

  9. بیش از اندازه به نمره‌ی درسی دانش‌آموزان توجه نشان ندهید.

  10. از دخالت بیش از اندازه در زندگی فرزندان بپرهیزید.

  11. مهارت‌های حسی (مانند دقت در نگریستن) و ذهنی (مانند توانایی مقایسه) را پرورش دهید.

  12. درباره‌ی کاربردهای متفاوت یک ابزار یا ماده با دانش‌آموزان گفت‌وگو کنید.

  13. از فرزندان خود نظر بخواهید تا ببینند شما به نگاه دیگران توجه دارید.

  14. دو برابر آن‌چه به فرزندان خود می‌گویید، به سخنان آن‌ها گوش دهید.

  15. به جای پرکردن ذهن از اندیشه‌های گوناگون، روش‌های ارزیابی اندیشه‌ها را آموزش دهید.

  16. دانش‌آموزان خود را در فرایند آموزش سهیم کنید.

  17. دانش‌آموزان را با زندگی دانشمندان و مردمان خلاق آشنا کنید.

  18. به جای برنامه‌ریزی برای فرزندان، روش برنامه‌ریزی را به آنان آموزش دهید.

  19. مهارت‌های پژوهش را در دانش‌آموزان تقویت کنید.

  20. بپذیرید که اشتباه کردن بهتر از پذیرش کورکورانه است

منبع: سایت جزیره دانش

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ اندکی تامل!!

به بهانه ارج نهادن به اراده تحسین برانگیز شرکت کنندگان در مسابقات پارالمپیک

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها: پارالمپیک
comment نظرات () لینک

+ فناوری های جدید

 روغن معدنی جایگزین فن سرورها  

   محققان شرکت اینتل در حال توسعه روش جدیدی برای خنک کردن سریع سرورها با استفاده از روغن های معدنی هستند که می تواند نوید دهنده حذف فن خنک کننده از رایانه ها باشد. اینتل از سال گذشته آزمایش سیستم خنک کننده CarnotJet را آغاز کرده است. در این روش سرورها درون جعبه های کوچک حاوی روغن معدنی قرار می گیرند و سیستم خنک کننده تنها به دو تا سه درصد از قدرت برای خنک کردن سرور نیاز دارند که این میزان در سرورهای متداول 50 تا 60 درصد است. 

دکتر «مایک پاترسون» از متخصصان مکانیک حرارت در اینتل تأکید می کند: میزان مصرف انرژی در این سیستم در مقایسه با سیستم های خنک کننده متداول بسیار کمتر است. هدف اصلی محققان از انجام این تحقیق، تلاش برای کاهش میزان مصرف انرژی در مراکز داده بسیار عظیم مانند گوگل است.

«دیوید بانیس» مدیر اجرایی این پروژه نیز معتقد است: هزینه مصرف انرژی در مرکز داده های مجهز به سیستم خنک کننده روغن بشدت کاهش یافته و نیازی به استفاده از چیلر وجود نخواهد داشت؛ حتی می توان سرورها را در انباری با دمای 100 درجه سانتیگراد قرار داد. در حال حاضر شرکت SuperMicro آمادگی خود را برای آزمایش «سرورهای غوطه ور در روغن معدنی» ابداعی اینتل اعلام کرده است.

منبع: خبرگزاری ایسنا

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ ششمین همایش ملی نخبگان جوان

بنیاد ملی نخبگان در راستای حمایت از نخبگان جوان کشور ششمین همایش ملی نخبگان جوان را با شعار "سربلندی ایران اسلامی با مدیریت نخبگانی" در مهر ماه 91 برگزار می نماید.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید:

http://bmn.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1057:1111&catid=1:1388-03-26-11-15-36&Itemid=6

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ اندکی تامل!!

     روزی خورشید و باد با هم در حال گفتگو بودند. باد به خورشید می گفت که من از تو قوی تر هستم، خورشید هم ادعا می کرد که او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان کنیم. در این فکر بودند که دیدند مردی در حال عبور است و کت به تن داشت. باد گفت که من می توانم با قدرتم کت آن مرد را از تنش در بیاورم. خورشید گفت پس شروع کن. باد وزید و وزید. با تمام قدرتی که داشت به کت این مرد می کوبید، در این هنگام مرد که دید نزدیک است کتش را از دست بدهد، دکمه های آن را بست و با دو دستش هم آن را محکم چسبید. باد هر چه کرد نتوانست کت مرد را از تنش بیرون بیاورد و با خستگی تمام رو به خورشید کرد و گفت: عجب آدم سرسختی بود، هر چه تلاش کردم و بیشتر زور زدم موفق نشدم، مطمئن هستم که تو هم نمی توانی.

خورشید گفت تلاشم را می کنم و شروع کرد به تابیدن. پرتوهای پر مهر خورشید بر سر مرد تابید و او را گرم کرد. مرد که تا چند لحظه قبل با تمام قدرت سعی در حفظ کت خود داشت دید که ناگهان هوا تغییر کرد. با تعجب به خورشید نگریست، دید از آن باد خبری نیست، احساس آرامش و امنیت کرد. با تابش پر مهر خورشید او نیز گرم شد و دید که دیگر نیازی به اینکه کت را به تن داشته باشد نیست بلکه به تن داشتن آن باعث آزار و اذیت او می شود. به آرامی کت را از تن بدر آورد و به روی دستانش قرار داد.

باد سر به زیر انداخت و فهمید که خورشید پرعشق و محبت که بی منت به دیگران پرتوهای خویش را می بخشد بسیار از او که می خواست به زور کاری را به انجام برساند قوی تر است.

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ نخبگان ایران زمین

13 شهریور روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی

ابوریحان محـمد بن احـمد خوارزمی از نوابغ و دانشمندان بزرگ ایران در سال 362 هـجری قـمری در منـطقه خارج از شهـر خوارزم بدنـیا آمد، و به هـمین دلیل او را "بـیـرونی" لقـب دادند. در نوجوانی نـزد یکی از امیرزدگـان ، دانشمند معـروف به ابونصر عـراق (از خاندان آل عراق) به تحـصیل مثـلثات کروی و دانش ریاضی پـرداخت و با حـمایت مالی هـمین فرد بود که توانست نزد استادان مخـتـلف به فراگـیری عـلوم و دانش های زمانه خود هـمچـون طب و فـلسفه بپـردازد. در جـوانی به دربار سلسله خوارزمشاهـیان، که اهـل عـلم و ادب و حامی و مشوق دانشمندان و ادیـبان بودند، پـیوست. پس از انـقراض دوران زمامداری این سلسله به ری رفت و در مباحثات ریاضی با دانشمندان آن دیار شرکت کرد. حاصل گـفت و گـوهای عـلمی بـیرونی با این دانشوران در کـتاب " مقالید عـلم الهـیئت " آورده شده است.
ابوریحان سپس به جرجان(گـرگـان) و به دربار قابوس بن وشمگـیر، پادشاه آل زیار رفـت و به پاس حمایت قاموس، کـتاب مشهـور خود به نام " آثارالباقـیه" را به نام وی تالیف کرد. در هـمین دوره بود که به اکـتـشاف نجـومی و رصد ستارگـان پرداخت و طول و عرض جـغـرافـیایی جرجان را محاسبه کرد.
بـیرونی در اوایل سال 394 از جرجان به خوارزم رفـت و مدتی با ابوعلی سـینا و سایر دانشمندان دربار عـلی بن ماًمون خوارزمشاه به بحث علمی پـرداخت. مامونیان، که شاخه ای از سلسله خوارزمشاهـیان به حساب می آیند (و آنها را خوارزم شاهان مامونی نیز می نامند)، در دانش دوستی و ادب پـروری شهـره بودند. وجود وزیری اهـل فضل در دستگـاه مامونیان به نام ابوالحسن احمد بن محمد سهـیلی باعث رونق ادب و دانش شد و فضایی بسیار مطلوب برای رشد عـلم و اکتـشافات و اخـتراعات فراهـم آمد.
با حمله غـزنویان و به پایان آمدن دوران خوارزمشاهـیان، ابوریحان با سپاهـیان سلطان محـمود غـزنوی از خوارزم به غـزنـین رفت و تا سال درگـذشت خود مقـیم این شهـر بود. به عـبارت دیگر ابوریحان 32 سال از عـمر پربار خویش را در دربار سلطان محـمود، سلطان مسعـود و سلطان مودود گـذراند.
شهـرت عالمگـیر ابوریحان در مدت اقامتـش در هـند در معـیت غـزنویان باعث گـردید عـلیرغـم آن که هـندیان سپاهـیان غـزنوی را دشمن خود می پـنداشـتـند مقام و مرتـبه اش را گـرامی دارند. ابوریحان در این مدت زبان سانسکریت و عـلوم و دانش هـندیان را فرا گـرفت و برآیـند پژوهـش های خود را در کتابی به نام " کـتاب الهـند " درآورد که منـبعـی موثـق برای شناخت مکاتب و عـقاید هـندیان است. وی هـمچـنین کـتابی دربارهً نجـوم و ریاضیات از سانسکریت به فارسی برگـرداند که عـنوان آن " زیج سند هـند " است.

اختراعات، اکـتشافات و پـژوهـش های ابوریحان:

اصل تسطیح کره و ترسیم نقـشه های جـغرافـیایی
چاه آرتـزین ( علیرغـم ادعای غـربـیان در نسبت دادن این کشف به خود، ابوریحان در آثارالباقیه مفصلا به آن پرداخته)
ترازوی ابوریحان که از دقـیق ترین ترازوهای تاریخ عـلم است
سیر نور و صوت
محاسبه مساحت، محیط و قطر کـره زمین
طول و عـرض جـغـرافـیایی
چـگـونگی تعـیـین قـبله و ساحت محـراب مسجـد
حرکت زمین
خاصیت فیزیکی الماس و زمرد
جزر و مد رودها و نهـرها
امکان ایجاد خلاء
پـژوهـش در مورد چگـونگی تولید عسل
رصد خسوف و کسوف
پـژوهـش تاریخی در مورد سلسله ساسانیان
تـنظیم خانه های شطرنج
ساخت افزارهای ویـژه رصدی ( سه میله، شاقول، ... )

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ تئوری توطعه: آیا ما واقعا بر ماه فرود آمده‌ایم؟

به بهانه مرگ نیل آرمسترانگ اولین انسانی که روی کره ماه گام نهاد!؟

چهل و دو سال پیش در چنین روزهایی٬ سه فضانورد آمریکایی در حالی در اتاق قرنطینه خود استراحت می‌کردند که مردم سیاره زمین غرق در شادی و افتخار و مبهوت از وارد شدن به عصر جدیدی از تمدن بشری، اخبار لحظه به لحظه سه قهرمان سیاره‌اشان را تعقیب می‌کردند. اتفاقی که افتاده بود آنقدر بزرگ و دور از دسترس می‌نمود که همه را در بهت و حیرت و شوق و شادی فرو برده بود. برای اولین بار در تاریخ بشریت انسانی توانسته بود بر سطح جرمی آسمانی غیر از زمین قدم بگذارد، راه برود و سالم و تندرست به خانه خود، زمین بازگردد. رد پای نیل آرمسترانگ، فرمانده عملیات تاریخی آپولو-۱۱ بر سطح ماه و جمله بی‌نظیرش که می‌گوید این قدمی کوچک برای یک انسان و گامی بزرگ برای بشریت است، برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند و جاودانه خواهد شد. اما آیا سفر به ماه یک واقعیت تاریخی است و یا محصولی شگفت‌انگیز از استودیوهای فیلم‌برداری هالیوود که به منظور نمایش قدرت ایالات متحده آمریکا به دروغ خلق شده است؟ آیا بشر واقعاً قدم بر ماه گذاشته است؟ اجازه دهید قدری زمان را به عقب برگردانیم، به هفتم مهر ماه ۵۳ سال پیش، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی، رقیب اصلی آمریکا در بازی کودکانه‌ای به نام جنگ سرد، برگ برنده‌ای را رو کرد. بیپ‌های منظم اسپوتنیک۱، اولین ماهواره دنیا، جهان را وارد عصر جدیدی نمود و خواب از چشمان ابرقدرت غربی ربود. آمریکایی‌ها اما هنوز چشم از ضربه نخست باز نکرده بودند که روس ها ضربات بعدی را محکمتر وارد کردند. اولین موجود زنده زمینی در فضا که سگی به نام لایکا بود، اولین کشف علمی در فضا، اولین سفر بین سیاره‌ای، اولین کاوشگر فضایی به مقصد ماه و مریخ و زهره، اولین تصویر از سمت به اصطلاح تاریک ماه و اولین و تنها تصویر ارسالی از سطح سیاره ناهید (زهره). هر قدر که لیست افتخارات رفقا در کاخ کرملین پر تعدادتر و با اهمیت‌تر می‌شد، فشارهای سیاسی و اجتماعی بر کابوهای کلبه عموسام فزونی می‌یافت. آمریکایی‌ها باید کاری می‌کردند تا این تحقیر روزافزون جایی متوقف می‌شد

در روزهای پایانی سال ۱۳۳۹ شمسی مصادف با ۱۹۶۰ میلادی٬ جان اف کندی به عنوان سی و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در حالی قسم یاد کرد که مردم چشم انتظار تحقق شعارهای غرورانگیز انتخاباتی او درباره برتری موشکی و فضایی نسبت به روسها بودند. اما در این بین٬ کندی تنها چند ماه پس از تحویل گرفتن اتاق خود در کاخ سفید با خبر ویران کننده پرواز مداری یوری گاگارین، نخستین فضانورد دنیا از کشور شوروی سابق روبرو شد. او فوراً یادداشتی برای معاون خود لیندون جانسون نوشت و از وی خواست که وضعیت کشور را در زمینه تکنولوژی فضایی بررسی نماید و طرحی برای برتری آمریکا در این حوزه ارائه کند. پاسخ این نامه، سرنوشت فعالیت‌های فضایی بشر را به شدت دگرگون کرد. در آن قید شده که پروژه سفر سرنشین‌دار به ماه آنقدر دست‌نیافتنی است که سالها آمریکا را کشور برتر صنعت فضایی دنیا خواهد نمود. کمی بعد جان اف کندی آغاز رسمی این پروژه را اعلام کرد و وعده داد که تا قبل از سال ۱۹۷۰ اولین آمریکایی بر سطح قمر زمین قدم خواهد گذاشت.

در آن زمان ناسا تنها توانسته بود آلن شپرد را از طریق پرواز زیر مداری به فضا بفرستد و فناوری فضایی آنها برای ارسال فضانوردی به مانند یوری گاگارین که سفر به فضا را از طریق پرواز مداری تجربه کرده بود بسیار عقب‌افتاده محسوب می‌شد. حتی مهندسان ناسا نیز به آرزوی بلندپروازانه کندی با دیده تردید می‌نگریستند. اما با تصویب بودجه ۲۵ میلیارد دلاری مورد تقاضای ناسا توسط کنگره آمریکا، طوفان ملی بزرگی به راه افتاد که همه دنیا را تحت تأثیر خود قرار داد. در اوج این پروژه بزرگ٬ حدود ۴۰۰ هزار نفر به طور مستقیم و غیر مستقیم در استخدام ناسا بودند و ۲۰ هزار شرکت، دانشگاه، مرکز تحقیقاتی و واحد صنعتی مختلف برای آن کار می‌کردند. زمانی که به ادعای رسانه‌ها بالغ بر ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به طور مستقیم قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ را بر سطح ماه تماشا می‌کردند، عده ای نیز چشمهایشان را تنگ کرده و با بدبینی به آنچه پخش می‌شد به چشم یک نمایش تلویزیونی محصول هالیوود نگاه می‌کردند. آنها از خود می‌پرسیدند که چطور امکان دارد کشوری که تا همین هشت سال پیش به سختی می‌توانست یک شامپانزده به فضا بفرستد امروز دو مرد بالغ را با آنهمه تجهیزات در حالی بر سطح ماه فرود آورده که یک فضانورد دیگر در مدار این قمر انتظار آنها را می کشد؟ پرسش مهم دیگر در این باره این بود که چه کسی و چگونه می‌تواند انجام این سفر فضایی را تأیید نماید؟ بدبین‌ها اما تا دو سال پس از انجام آخرین مأموریت آپولو، تنها به غر زدن اکتفا کردند. شور و هیجان مردم آمریکا و شادی دانش‌دوستان سراسر جهان از آنچه انجام پیروزمندانه  پروژه عظیم آپولو نامیده می‌شد، باعث شده بود تا آنهایی که شکی درباره این سفر فضایی داشتند کام در دهان فرو برند. اما در سال ۱۹۷۴ بیل کیسینگ کتابی با عنوان" ما هرگز به ماه نرفته‌ایم، خسارت ۳۰ میلیارد دلاری آمریکا" را منتشر نمود. او کارمند سابق بخش انتشارات شرکت راکت‌داین بود که موتورهای موشک فضایی ساترن-۵ یعنی همان موشکی که فضاپیماهای آپولو توسط آنها به فضا پرتاب شدند را می‌ساخت. او در این کتاب که با هزینه شخصی خود مجبور به چاپ و انتشار آن شده بود، پروژه آپولو را سرتاسر یک دروغ بزرگ خطاب کرده است. از نظر کیسینگ ایالات متحده با دروغ‌گویی درباره سفر به ماه تمام بودجه عظیم این پروژه را صرف نظامی‌سازی فضای ماوراء جو نموده است. او همچنین مدعی شده بود که افراد کلیدی و مطلع از این فریب بزرگ که دچار عذاب وجدان شده و قصد داشتند لب به اعتراض باز کنند نیز توسط ناسا در سانحه‌هایی تصادفی مشابه آتش‌سوزی آپولو-۱ روی سکو و انفجار چالنجر به قتل رسیده‌اند.

ماجرا در اوایل سال ۲۰۰۱ و با نمایش یک فیلم مستند تکان دهنده به نام " تئوری توطعه: آیا ما واقعا بر ماه فرود آمده‌ایم؟" توسط شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز وارد مرحله جدیدی شد. فیلم توسط جان مافت و عموما بر پایه نظریه‌های کیسینگ در کتاب " ما هرگز به ماه نرفته‌ایم، خسارت 30 میلیارد دلاری آمریکا" ساخته شده است. نمایش این فیلم مستند موج بزرگی از بدبینی‌ها را در جامعه آمریکا برانگیخت و دگر بار بحث تقلب در این مأموریت‌ها را بر سر زبانها انداخت. آنها می پرسند چگونه کشوری که در سال ۱۳۴۰ شمسی حتی نمی توانست یک شامپانزه را به مدار کم ارتفاعی در اطراف زمین بفرستد، تنها در فاصله هشت سال توانایی لازم برای ارسال سه فضانورد به دور ماه و فرود آوردن دو نفر از آنها را پیدا کرده است؟ سوال دوم اینکه این سه فضانورد چگونه توانسته اند از محدوده پرخطر کمربند تشعشعی ون آلن بدون اینکه آسیبی ببینند گذر کنند؟ سوم اینکه طبق قوانین فیزیک و سرعت امواج در فضا باید بین مکالمات فضانوردان با مرکز کنترل زمینی حدود ۲ ثانیه تاخیر باشد، چرا این تاخیر شنیده نمی شود؟ آیا فضانوردان داشتند از اتاق بغلی با همکارانشان در واحدکارگردانی این نمایش بزرگ مکالمه بی‌سیمی انجام می‌دادند؟ اما پرسش چهارم مربوط است به پرچم کشور آمریکا که در تصاویر ویدئویی ارسال شده به زمین در حال اهتزاز و تکان خوردن دیده می‌شود در حالی که در سطح ماه٬ هوایی برای تکان دادن این پرچم وجود ندارد. بدتر از همه اینها صدها تصویری است که به نظر می‌رسد در آنها اشکالات متعدد از سایه‌های همگرا گرفته تا زباله‌های فراموش شده توسط عوامل احتمالی فیلم برداری! دیده می‌شود. اینها تازه گوشه‌ای از اشکالات گرفته شده توسط موافقان طرح توطئه است.

 برنامه سفر انسان به فضا چه صورت گرفته باشد و چه با فریب‌های رایج سینمایی بازسازی شده باشد یک واقعیت غیر قابل انکار را در دل خود نهفته دارد که تحقیقات و پژوهشهای علمی در راستای این پروژه کاملا واقعی بودند. بسیاری از داشته‌های علمی و تکنولوژیکی بشریت در حال حاضر مرهون تلاشهای پژوهشی آن زمان است. افتخار سفر احتمالی انسان به تنها قمر زمین تنها از آن آمریکایی‌ها نبود همانطور که افتخار ارسال اسپوتنیک۱ نیز تنها متعلق به روسها نیست. همانطور که هیچ کدام از اکتشافات و اختراعات را نمی‌توان به نام یک ملت و دایره بسته مرزهای جغرافیایی یا سیاسی محدود کرد. اگر نبودند دانشمندان و متفکران بی‌شماری از چین و هند و ایران گرفته تا یونان، مصر و روم در عهد گذشته و از روسیه و آلمان و ژاپن تا فرانسه و انگلیس و آمریکا در دوران معاصر، آیا فقط یک ملت آنهم در زمان محدود چند ساله، توانایی محیا کردن زمینه و پایه‌های چنین بنای عظیمی را داشت؟

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک

+ نخبگان ایران زمین

به بهانه 5 شهریور روز بزرگداشت محمد بن زکریای رازی

ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی، در شعبان سال 251 قمری برابر با 865 میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانشمندان زیادی از آن شهر برخاستند. مقدسی در کتاب احسن التقاسیم درباره ی این شهر نوشته است:"در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آنجا فقیه و رؤسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند."
از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمیدانیم. برخی نوشته اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است. همچنین، آن گونه که خود در کتاب شکوک علی جالینوس نوشته، به تجربه و آزمایش اکاذیب معزمان، (کسانی که به کارهای عجیب مانند احضار ارواح میپردازند) علاقه داشته است. شاید از همین رو بود که به کیمیاگری گرایش پیدا کرد و در جریان کار با مواد شیمیایی و نزدیک شدن به آتش به چشم خود آسیب رساند.
میگویند او برای درمان چشم خود به نزد پزشکی رفت و آن پزشک برای درمان او پانصد دینار از او درخواست کرد و او ناچار شد بپردازد. سپس، با خود گفت:"کیمیای واقعی علم طب است نه آنکه تو بدان مشغولی" و این گونه بود که به پزشکی گرایش پیدا کرد. نخست مفاهیم پایه ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت. آنگاه برای آموزش بیشتر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیان گذاری شده بود و دانشمندان بزرگ آن روزگار در آنجا گرد هم آمده بودند.
رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که بدر، غلام معتضد عباسی، در سده ی سوم هجری ساخته بود. برخی گمان میکنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست عضدالدولهی دیلمی به سال 372 بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر میرسد بیمارستانی که غلام معتضد ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.
رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمانروایان گوناگون او را به نزد خود میخواندند و رازی کتابهایی نیز به نام آنها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب طب المنصوری را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده ترین و پرآوازه ترین نوشته های او در غرب است. ترجمه ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.
رازی سالهای پایانی زندگی خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره دستی شدند. در همان سالها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من میافزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر میرسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال 313 قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از 60 سال داشت.

شیوه ی رازی در پزشکی

رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمیدانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه ها و روشهای درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که "تجربه بهتر از علم طب است" و منظور او از علم طب، نوشته های پیشینیان است. یادداشتها او که در آنها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آنها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته ترین پزشکان بالینی همه ی دورانها ساخته است. یکی از آن یاداشتها این گونه است:
"عبدالله بن سواده دچار تبهای نامنظمی بود که گاه هر روز به وی عارض میگشت و زمانی یک روز در میان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پیش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست میداد و به دفعات بسیار بول میکرد. من این نظر را ابراز داشتم که این تبها میخواهد به تب ربع مبدل شود و یا این است که بیمار زخمی در کلیه دارد. پس از اندکی در بول بیمار چرک ظاهر شد. من به او خبر دادم که دیگر تب باز نخواهد گشت و چنین شد.
تنها چیزی که مانع آن بود که در نخستین بار نظر خود را درباره ی این که بیمار زخم کلیه دارد، ابراز کنم این بود که پیش از آن به تب غب و تبهای دیگر مبتلا بود و گمان میرفت که این تبهای نامنظم از التهاباتی باشد که چون نیرو گیرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بیمار به من شکایت نکرده بود که در ناحیه ی گردهاش سنگینی مانندی دارد که چون بر میخیزد آن را احساس میکند و من نیز فراموش کرده بودم که دراین باره چیزی از او بپرسم. در واقع میبایستی بسیاری بول گمان مرا در زخم کلیه ی وی قویتر کند، منتها نمیدانستم که پدرش نیز سستی مثانه دارد و از چنین دردی شکایت میکند ..."
زمانی که در بیمارستان ری پزشک مسوول بود، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به کار بیمارستان رسیدگی میکرد. هر بیماری که به بیمارستان وارد میشد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاینه می شد و اگر مسالهای برای آنها دشوار میآمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه میشد و اگر آنها نیز در تشخیص بیماری در میماندند، به خود رازی مراجعه میکردند. این شیوه ی سازماندهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بیمارستان های آموزشی جهان رعایت میشود.
هنگامی که میخواستند بیمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بیمارستان مشورت کردند. رازی فرمان داد قطعه های مساوی از گوشت را در محله های گوناگون شهر بیاویزند و آن جایی را برگزینند که قطعه ی گوشتها در آنجا دیرتر از جاهای دیگر فاسد شده است. رازی در آن بیمارستان بخش ویژه ی بیماران روانی بنیان گذاشت و برای هر گروه از بیماران رژیم غذایی مناسب آنها را تعیین کرد.

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها: زکریا رازی
comment نظرات () لینک

+ برندگان جوایز اروپایی برای مخترعان برتر معرفی شدند

    مخترعان از ملیت‌های متعدد و در عرصه‌های مختلف فن آوری، در تاریخ 14 ژوئن 2012 در کپنهاگ دانمارک گرد هم آمدند تا در مراسم اهدای جوایز مخترعان اروپایی شرکت کنند. هیات داوران بین المللی، متشکل از شخصیت‌های فعال در زمینه صنعت، علوم و رسانه، پانزده فینالیست را از میان صد‌ها نامزد انتخاب کردند. در نهایت پنج مخترع، در پنج بخش برگزیده شدند.

جایزه «یک عمر موفقیت» به پروفسور یوزف بیله از دانشگاه هایدلبرگ آلمان اهدا شد. پروفسور بیله فن آوری لیزر مخصوص جراحی چشم را اختراع کرد. نخست، چشم به صورت بسیار دقیق و جزئی پرتونگاری می‌شود تا نقص عنبیه معلوم شود. با در دست داشتن تصویر جامع از این عیب‌ها، جراحی بسیار دقیق و تولید لنزهای شخصی امکان پذیر می‌شود.

در بخش «کشورهای غیراروپایی»، دکترجان او سولیوان و گروهش از استرالیا، به دلیل بنیان گذاشتن فن آوری اینترنت بی‌سیم یا «وای-فای» برنده شدند. این فن آوری در دهه‌های نود میلادی اختراع شد و اکنون استاندارد تقریبا همه شبکه‌های اینترنتی بدون سیم است. جالب این است که این فن آوری کاملا به صورت تصادفی و زمانی کشف شد که دانشمندان بر روی نوعی امواج رادیویی مطالعه می‌کردند تا بتوانند درباره حفره سیاه درعرصه ستاره‌شناسی تحقیق کنند. اداره ثبت اختراع اروپا، جایزه بخش «صنعت» را به یان توپولم دانمارکی برای تولید سمعک‌های ساخته شده توسط رایانه، جایزه بخش «شرکت‌های کوچک و متوسط» را به دکتر مانفرید اشتفنر آلمانی به دلیل اختراع باتری‌های سوخت محرک و بالاخره جایزه بخش «پژوهش» را به دکتر ژیل گوسلن فرانسوی برای بسط داروی بیماری هپاتیت ب تقدیم کرد.

اهمیت این جایزه برای مخترعان چیست؟

بونوآ باتیستلی، رییس اداره ثبت اختراع اروپا: «به نظرم به نوعی شناسایی عمومی محسوب می‌شود. مخترعان در این مورد بسیار حساسند. برنده‌های سال‌های پیش به ما می‌گویند که این جایزه واقعا زندگیشان را تغییر داده است، چون از نظر ملی و منطقه‌ای شاخته شدند. به این ترتیب توانستند شرکایی پیدا کنند و فعالیت خود را توسعه دهند.»

این مراسم از سال ۲۰۰۶ میلادی توسط اداره ثبت اختراع اروپا و شورای اروپا برگزار می‌شود.

منبع: http://www.hamafarini.com

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک