نخبگان ایران زمین


+ اهمیت کار توام با دانش

برگرفته از کتاب حکمتها و اندرزهای استاد شهید مطهری:

علم ، افزایش دهنده اثر و ارزش کار است . هر کاری‏ را که در نظر بگیریم می‏بینیم اگر با علم و معرفت توأم گردد اثر و ارزش بسیار بیشتری پیدا می‏کند . روی همین اصل است که در اسلام دو چیز محترم است : کار و دانش ، و دو چیز مردود است : بیکاری و نادانی .
ولی این نکته را از اسلام نباید فراموش کرد که کار و دانش که محترم است از یکدیگر جدا نیستند، یعنی نه این است که برای بعضی کار محترم‏ است و برای بعضی دیگر دانش ، بعضی اهل کار باشند و بعضی اهل دانش ، اینطور نیست ، کار و دانش اگر از یکدیگر جدا افتند اهمیتی ندارند، این‏ دو اصل مقدس هنگامی برای بشر به صورت دو بال در می‏آیند که معاون یکدیگر و کمک یکدیگر بوده باشند ، یعنی کار در روشنایی علم صورت گیرد ، و اگر یکی عالم باشد و گوشه نشین و دیگری کارگر باشد و جاهل، مثل این است که‏ در یک شب تاریک یکی چراغ به دست بگیرد و در گوشه‏ای بنشیند و دیگری‏ راه پیمایی کند ولی چراغ نداشته باشد، باید همان کس که راه پیمایی‏ می‏کند چراغ داشته باشد و همان کس که چراغ دارد راه پیمایی می‏کند، یعنی‏ همگی به نوبه خود و سهم خود در زندگی حرکت و فعالیت و راه پیمایی کنند و همگی چراغ در دست داشته باشند .
در دوره‏هایی از تاریخ در میان بعضی از ملتها فاصله بین کار و دانش‏ وجود داشته است . گذشته از این که این جدایی بین علم و عمل ظلمی عظیم‏ بود یک عامل مهم رکود بشریت همین بود . یکی از خدمات بزرگی که اسلام به بشریت کرد این بود که کار را وظیفه همگانی و دانش را حق همگانی دانست . گمان نمی‏کنم کسی فی الجمله به منطق اسلام آشنا باشد و منطق این آیین‏ مقدس را در مورد عمومیت وظیفه مقدس شغل داشتن و کار کردن ببیند و از طرف دیگر منطق این دین مقدس را در مورد اهمیت علم و اینکه این حق، اختصاصی نیست و حق عموم مردم است بداند ، کوچک ترین شکی و تردیدی در مطلبی که گفته شد بتواند بکند . نه وظیفه کار کردن اختصاص به دسته‏ای‏  دارد و نه حق علم و دانش از مختصات دسته‏ای دیگر است .
گذشته از همه اینها اسلام ، علم و عمل ، دانش و کار را به همکاری و همگامی یکدیگر دعوت کرد ، از طرفی فرمود علم بدون عمل مانند درخت بی‏ ثمر است ، فایده و ارزش ندارد ، از طرف دیگر هنگام مقایسه عمل توأم با علم و عمل بدون علم ارزش عمل توأم با علم را صدها برابر عمل بدون علم‏ تعیین کرد .
کار هر نوع کاری باشد ، همینکه صحیح و لازم و وظیفه شد باید با دانش‏ توأم شود تا ارزش و اثر زیاد پیدا کند . مگر نه این است که بین کار و نیرو تناسب مستقیم است ، نیروی بیشتر کار بیشتر و عالی تر تولید می‏کند ، و مگر نه این است که برای بشر ، دانش بزرگ ترین منبع نیرو و قدرت است . قدرت عظیم انسان که جماد و نبات و حیوان و صحرا و دریا و فضا را مسخر کرده
از منبع عظیم علم سرچشمه می‏گیرد . انسان ماشین نیست که قدرتش بستگی به‏ میزان بخار و برق و حرارت داشته باشد ، حیوان هم نیست که مانند اسب و فیل همه قدرتش همان باشد که در دست و پا و پشت اوست ، قدرت بیشتر انسان قدرت فکری و مغزی است ، به موجب این قدرت است که چنین تمدنی‏ عظیم به وجود آورده ، قدرتهای برق و بخار و قدرتهای عضلانی اسب و فیل و هر حیوان دیگر را به استخدام خویش در آورده است .
اگر کار از علم و دانش جدا شود حداکثر اثر و ارزش کار این است که‏ کارگر از زمین ، جو و گندم و سبزی و پنبه تولید می‏کند ، از معدن زغال و فلزات استخراج می‏کند ، به وسیله دامداری شیر و کره و ماست و پنیر و پشم‏ به وجود می‏آورد ، و دیگر از این حد تجاوز نمی‏کند ، ولی اگر کار و دانش‏ به کمک یکدیگر آمدند و دست یکدیگر را فشردند علاوه بر همه اینها از همان‏ پنبه و از همان پشم که با واحد تن و خروار می‏فروخت و از همان ابریشم که‏ به بهای مناسب به بازار می‏آورد ، پارچه‏های گران قیمت که با واحد متر خرید و فروش بشود به وجود می‏آورد و از همان فلز کم قیمت ماشینهای گران‏ قیمت به وجود می‏آورد . این است معنای اینکه دانش اثر و ارزش کار را بالا می‏برد ، و این است معنای هنر و صنعت و کار توأم با دانش .

سعدی در اول باب هفتم گلستان می‏گوید :
" حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است ، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد ، اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند
از دولت بیفتد غم نباشد که هنرمند در نفس خود دولت است ، هر جا که‏
رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند "

توانا بود هرکه دانا بود

 

قابل توجه مسولان و متولیان محترم ارتباط صنعت و دانشگاه

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک