نخبگان ایران زمین


+ برترین اختراع‌های تصادفی تاریخ

 

اجاق مایکروویو

پرسی اسپنسر که پس از انجام خدمت سربازی خود در نیروی دریایی ایالات متحده، در شرکت ریتون مشغول به کار شد؛ به عنوان یک نابغه الکترونیک شناخته می‌شد. در سال  1954 اسپنسر مشغول ور رفتن با یک مگنترون مایکروویو که در آرایه‌های راداری از آن استفاده می‌شود بود که ناگهان صدای عجیبی شبیه جلز و ولز کردن را در شلوار خود احساس کرد. اسپنسر با متوقف کردن کار خود، یک بسته شکلات را در جیب شلوارش پیدا کرد که شروع به ذوب شدن کرده بود. با درک این مطلب که تشعشع مایکروویو خروجی از مگنترون باعث این اتفاق شده بود، اسپنسر سریعا در خصوص استفاده‌های عملی از این ویژگی برای آشپزی مشغول به کار شد. نتیجه نهایی کار وی اجاق مایکروویو یا همان مایکروفر است .

 

ساخارین، قند مصنوعی

در سال 1879  ایرا رمسن و کنستانتین فالبرگ که مشغول کار در آزمایشگاهی در دانشگاه جان هاپکینز بودند، کار خود را برای خوردن غذا تعطیل کردند. اما فالبرگ فراموش کرد که قبل از غذا خوردن دست‌هایش را بشوید. این کار معمولا به مرگ فوری بسیاری از شیمی‌دانان منجر می‌شود، اما در مورد وی این کار منجر شد تا مزه شیرین و عجیبی را در تمام طول غذا خوردن احساس کند. این اتفاق منجر به ساخته شدن نخستین شیرین‌کننده مصنوعی جهان شد. آنها نتایج کارشان را با یکدیگر منتشر کردند، اما تنها نام فالبرگ که این ماده را کشف کرده بود در حق امتیاز این محصول ذکر شد. نامی که امروزه در بسته‌های صورتی رنگ این محصول در همه جا
دیده می شود. به نظر می‌رسد که رمسن در این ماجرا به نوعی دور زده شده است.

چسب همه کاره

در یکی از آشفته‌ترین لحظات اکتشاف در طول تاریخ، دکتر هری کوور از آزمایشگاه کداک در سال 1942  دریافت که ماده سیانواکریلیت که وی ساخته بود، یک شکست ناامیدکننده محسوب می‌شود. بر خلاف انتظار وی، این ماده به هیچ وجه برای ساخت یک دستگاه زاویه‌یاب با دقت بالا مناسب نبود. ماده‌ای که وی ساخته بود به طرز باورنکردنی به هر چیزی می‌چسبید، بنابراین وی این ماده را فراموش کرد. شش سال بعد هنگامی‌که کوور سرپرست یک پروژه در خصوص طراحی پوشش جدیدی برای هواپیما بود، باز هم ترس از بلااستفاده بودن سیانواکریلیت تمام وجود وی را فرا گرفت. این دفعه کوور مشاهده کرد که این ماده، اتصالی قوی را بدون نیاز به گرم کردن ایجاد می‌کند. کوور و گروهش مواد مختلفی را در آزمایشگاه با استفاده از این ماده تعمیر کردند و در نهایت یک استفاده مفید را برای این ماده دیوانه کننده پیدا کردند. کوور حق امتیاز کشف خود را ثبت کرد و در سال 1958 سانواکریلیت به عنوان یک چسب همه کاره در تمام فروشگاه‌ها عرضه شد.


تفلون

دفعه بعد که شما یک نیمرو را بدون چسبیدن به کف ماهی‌تابه درست کردید، از شیمی‌دانی به نام روی پلانکت تشکر کنید که به صورت کاملا اتفاقی در سال 1938  تفلون را اختراع کرد. پلانکت هنگامی‌که به محصول آزمایش خود در یک سردخانه سر می‌زد، امیدوار بود که توانسته باشد نوع جدیدی از CFC ها را بسازد. اما هنگامی‌که وی محفظه‌ای را که تصور می‌کرد باید سرشار از گاز باشد بررسی کرد، متوجه شد که ظاهرا تمام گاز ناپدید شده است و تنها تعدادی پولک سفید باقی مانده است. پلانکت شیفته این خرده‌های شیمیایی مرموز شد و مشغول مطالعه بر روی خواص آنها شد. ماده جدید ثابت کرد که یک روان‌کننده عالی با نقطه ذوب فوق‌العاده
بالا است. این ماده ابتدا در جعبه دنده‌های نظامی استفاده شد و امروزه از آن برای تولید ظروف نچسب آشپزخانه استفاده می‌شود.

 تنظیم کننده ضربان قلب

دانشیار دانشگاه بوفالو تصور می‌کرد که پروژه خود را نابود کرده است. به جای استفاده از یک مقاومت 10 هزار اهمی برای ساخت نمونه اولیه یک دستگاه ثبت ضربان قلب، ویلسون گریت ‌بچ از یک مقاومت 1 مگااهمی استفاده کرده بود. مدار ساخته شده سیگنالی را تولید می‌کرد که 1.8 میلی‌ثانیه طول می‌کشید و سپس به مدت 1 ثانیه متوقف می‌شد. گریت‌بچ دریافت که با استفاده از یک جریان دقیق در این دستگاه، می‌توان پالس تنظیم‌شده‌ای را به دست آورد که خود را بر ضربان ناقص قلب بیماران تحمیل کند. قبل از آن، دستگاه‌های تنظیم کننده ضربان قلب به اندازه یک تلویزیون بودند که به طور موقت، آنها را از خارج بدن به بیماران متصل می‌کردند. اما
امروزه همان کار را می توان با استفاده از یک مدار کوچک که به راحتی درون قفسه سینه بیمار قرار می‌گیرد، انجام داد.

 بند چسبی

شاید کمی مبالغه‌آمیز به نظر برسد، اما یک سگ نقش مهمی را در اختراع این وسیله مفید داشته است. جورج دی‌مسترال که یک مهندس سویسی بود، روزی به همراه سگ خود به شکار رفته بود که متوجه شد خارهای آزاردهنده‌ای به پشم‌های سگش چسبیده است.
هنگامی‌که در بازگشت وی این خارها را زیر میکروسکوپ نگاه می‌کرد، متوجه قلاب های کوچکی شد که باعث چسبیدن این خارها به بدن سگ و جوراب‌های وی شده بود.
مسترال چندین سال را صرف بررسی پارچه‌های مختلف کرد تا اینکه نهایتا نوعی نایلون را پیدا کرد که برای اختراع وی مناسب بود. با این حال دو دهه طول کشید تا با استفاده ناسا از این اختراع در لباس‌های فضانوردان، استفاده از این اختراع فراگیر شود.

اشعه ایکس

در سال 1895 فیزیک‌دان آلمانی ویلهلم رونتگن، مشغول انجام یک‌سری آزمایش‌های روزمره با پرتوی کاتدی بود که متوجه شد یک تکه مقوای فلورسنت در طرف دیگر اتاق روشن شده است. یک صفحه ضخیم بین تشعشع‌کننده کاتدی وی و مقوا قرار داشت که ثابت می‌کرد ذرات نور از میان اجسام جامد عبور می‌کنند.
رونتگن که از این اتفاق شگفت‌زده شده بود، متوجه شد تصاویر شفافی را با استفاده از این تابش باورنکردنی می‌توان تهیه کرد. نخستین تصویر از این نوع یک تصویر اسکلتی است که رونتگن از دست همسر خود گرفته است.

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک