نخبگان ایران زمین


+ کمی فکر کنیم: هر اتفاقی حکمتی دارد!!

 در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت برج های دوقلو آمریکا، داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود:

مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت.
همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه همکاران شیرینی بخرد.
یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد.
یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد.
اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود.

یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد.
یکی دیگر تاخیر بچه اش باعث شده بود که نتواند سروقت حاضر شود.
یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود.
وکسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد و به همین خاطر زنده ماند.


به همین خاطر هر وقت، در ترافیک گیر می افتید
آسانسوری را از دست می دهید
مجبوری برگردی تا تلفنی را جواب دهی
و همه چیزهای کوچکی که آزارت می دهند
با خودت فکر کن
که خدا می خواهد در این لحظه زنده بمانی!!


دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است
بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند
نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید
با چراغ قرمز روبرو می شوید
عصبانی یا افسرده نشوید
و بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست.
 

نویسنده : مهدی غلامی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک